اين هفته هم با خبر ميشم كه وبلاگم فيلتر شده
ياد يه ضرب المثل لري افتادم كه ميگه
ا شانس مه شانس بي رقص خرم دانس بي
|
هفته گذشته ميل اصليم هك شد
اين هفته هم با خبر ميشم كه وبلاگم فيلتر شده ياد يه ضرب المثل لري افتادم كه ميگه ا شانس مه شانس بي رقص خرم دانس بي + نوشته شده توسط Angel در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت
15:46 |
از صبح دوستان و اعضاء خانواده با فرستادن پیام کوتاه و ای میل به من محبت کردن و روز تولدمو تبریک گفتن
نمی دونم چرا اصلاْ احساس شاد بودن نمی کنم امروز حتماْ برای خودم یه کادو می خرم تا مشت محکمی یه دهان یاوه گویان و علی الخصوص آمریکای جنایتکار بزنم
+ نوشته شده توسط Angel در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:43 |
در مورد پست قبلی دوستان نظراتی داده بودن و اینجا جا داره از همه عزیزان تشکر کنم
در مورد نظر محمد صبا در مورد نیم حجابی بد نیست خاطره ای رو تعریف کنم....چند سال پیش توی یه مسابقه برنده شده بودم که جایزه اش سفر سوریه بود...توی سفر با خانومی دوست شدم ...اکثراً با هم به خرید می رفتیم ...روزهای آخر سفر با فروشنده ای آشنا شدیم که دانشجوی سال آخر رشته پزشکی بود به دوستم گفت یا خدا رو راضی کن یا خلق خدا رو...اگه میخوای خدا رو راضی کنی مقنعه ات رو بکش جلو و اگه می خوای خلق خدا رو راضی کنی کلاً برش دار....من هم با نظر او موافق بودم باید آدم تکلیف خودشو روشن کنه یا رومی روم یا زنگی زنگ من با سیستم صفر و یک موافقم... یا حجاب یا بی حجابی و اما در مورد نظرات افسون مرد و زن دو جنس مخالف هم هستن که یه کشش فطری و نا خودآگاه به همدیگه دارن ...به عنوان مثال مادرها پسرهاشونو بیشتر از دختراشون دوست دارن و برعکس میونه پدرها و دخترها بهتر از میونه اونا با پسرهاشونه (در کل)...وجود این کشش رو نمیشه منکر شد ....همیشه آدمها دلشون می خواد که مورد قبول باشن ...اینو تا اینجا داشته باش وقتی در دوران قاجار روابط ایران با کشورهای اروپایی گسترش پیدا کرد مردها با تیپ جدیدی از زنها آشنا شدن زنهایی که برعکس زنهای ایرانی ظاهری کاملا زنونه داشتن...البته به نظر من این تنها حسن دوران قاجار بود چرا که اکثر زنهای اون زمون به خاطر چاقی مفرط به بیماریهای زیادی مثل چربی خون مبتلا می شدن و به سن چهل نرسیده فوت می کردن خوب حالا سلیقه ها عوض شده دیگه هیچ کس زن چاق با سبیل و ابروهای پرپشت نمی پسنده همه باربی پسند شدن و از طرفی چون توی جامعه زنها هیچ حق انتخابی ندارن بلکه همیشه باید انتخاب بشن هیچ کس نمی خواد که از قافله عقب بمونه دیگه همه چی شده ظاهر و چیزی که در این بین هیچ اهمیتی نداره فکر ما آدما شده و در این مورد هیچ تمازی و تفاوتی بین مرد و زن نیست ای برادر تو همه اندیشه ای ما بقی تو استخوان و ریشه ای گر گل است اندیشه تو ،گلشنی ور بود خاری، تو هیمه گلخنی + نوشته شده توسط Angel در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت
21:49 |
در اينكه زنان به اين طرز لباس پوشيدن سوق داده شده ان چه كسايي مقصرن؟؟؟
زنان يا مردان؟؟؟ به نظر من مردان نه به اين خاطر كه زنان همنوع من هستن دليلي كه دارم رو مي تونم اينطوري توضيح بدم در زمان قاجار ابروي پر پشت، چاقي بيش از اندازه و داشتن سبيل كركي نازك نشونه زيبايي زنان اون دوران بوده و در حال حاضر چون سليقه آقايون تغيير كرده بالطبع ظاهر زنان هم مطابق ميل اونها عوض شده!!!!!!
متاسفانه در جامعه اي كه همه قوانين رو مردها مي نويسن و اجراء مي كنن تنها عرصه خودنمايي زنان به مسايل غريزي محدود ميشه + نوشته شده توسط Angel در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت
12:26 |
هیچ کس با بی حجابی موافق نیست همه دوستانی که زحمت کشیدن و در قالب موافق یا مخالف پیام گذاشتن هم با بنده همعقیده هستند....
من به این پدیده به عنوان یک معلول نگاه می کنم و بدنبال علت می گردم.....چرا بد حجابی در چند سال اخیر شیوع پیدا کرده؟؟؟؟ روزی یکی از اساتید دانشگاه که رشته اش اقتصاد بود گفتن که جامعه همیشه به صورت نرمال عمل می کنم و این شرایط هست که آن نرماله با این حساب به نظر من مقصر جوونا نیستن ....اونا اینطور پرورش داده شدن..... طبق قانون بقای انرژی انرژی خودبخود بوجود نمی یاد و خودبخود هم از بین نمیره و فقط شکل انرژیی که عوض میشه جوونای حالا انرژی تغییر شکل یافته پدر و مادرهاشون هستن اونا نارضایتی های سرکوب شده ای هستن که مجال بروز پیدا کردن اگه اونا رو خفه بکنیم این انرژی منفی به فرزندهای اونا منتقل میشه برای حل این مشکل بهتره عاقلانه چاره اندیشی بشه به جاي عوض كردن ظاهر آدما روي عوض كردن طرز فكر اونا به زندگي باشيم تا زماني كه مردان به ديده ارضاء غرايز به زنان نگاه مي كنن زنها پليدترين موجودات روي زمين خواهند شد و نه تنها زنان كه همه دختران به سن بلوغ نرسيده را هم شامل خواهد شد آيا اين توهين به خلقت خدا نيست؟؟؟؟؟ اينكه خدا زن را مايه آرامش قرار داده به او اينطوري نگاه كنيم؟؟؟؟ به نظر من تا ديد مردان جامعه نسبت به خانومها عوض نشه وضعيت نه تنها بهتر نميشه كه هيچ كه روز به روز هم بدتر ميشه + نوشته شده توسط Angel در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت
16:56 |
چرا توي قرآن كه همه چي خيلي موشكافانه و دقیق بررسي شده در مورد حجاب فقط به گفتن چند دستور بسنده شده؟!؟!؟
دستوراتي كه اگر مراعات بشن ديگه هيچ نيازي به بگير و ببندهاي ما نيست!؟!؟ اينكه زنان زينتهاشون رو دور از جشم نا محرم نگه دارن...با مردان به گونه اي صحبت نكنن كه كسايي كه در دل مرض دارن تحريك بشن و در كل به همه آدما چه مرد و چه زن گفته شده كه با ناز بر روي زمين راه نرن سوالم اينه آيا در مورد مساله حجاب خدا اهمال كاري كرده؟؟!؟!؟!؟ و چرا اينقدر flexible برخورد کرده؟!؟!؟ چرا در مورد نحوه پوشش یه یونیفرم رو تعریف نکرده که شما باید لباس بالای زانو نپوشین....روسری نپوشین....مقنعه بهتره لباسهاتون گشاد باشه ۳ سایز بزرگتز از خودتون وووووووو؟!؟!؟!؟ به نظر من حجاب تا حد زیادی به عرف جامعه بر می گرده و آنچه که از خود حجاب مهمتره نحوه برخورد دو جنس مخالف با همدیگه است که در این مورد هم همونطور که عرض کردم ما دستوراتی داریم ان شاء الله در پستهای بعدی به حجاب از بعد احتماعی خواهم پرداخت + نوشته شده توسط Angel در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت
13:29 |
توي يه كتاب خوندم كه مشكل ما آدما ندونستن نيست مشكل ما عمل نكردنه
توي قرآن هم خيلي خوب به اين نكته اشاره شده كه راه هدايت از ضلالت به خوبي تبيين شده لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي اما با اين حال به هيچ كس اجبار نكرده پس چرا بعضيا از خدا خداترن و اصرار دارن كه همه رو به زور ببرن بهشت در حالي كه خدا به پيامبر گفته كه وظيقه تو فقط انذار و تنذيره (ترساندن و بشارت دادن) و هدايت كننده در اصل فقط و فقط خود خداست اين خداست كه براساس رفتار ما آدما اينكه خودما قابليت هدايت شدن رو داشته باشيم يا نه در موردمون تصميم مي گيره به نظر من این مبارزه با بد حجابی نتیجه معکوس داره به جای اینکه اینقدر به معلول پرداخته بشه باید دنبال علت گشت (در مورد حجاب ماههای آبان و آذر به این مساله پرداختم اگه دوست داشتین به آرشیو این ماهها مراجعه کنین) + نوشته شده توسط Angel در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت
14:53 |
اگه پيامبر حالا زنده بود چه حالي داشت؟؟؟؟ به ما افتخار مي كرد و يا از رفتارهاي ما سرافكنده مي شد؟؟؟؟ چرا ميگن وقتي امام زمان ظهور بكنه همه فكر مي كنن دين جديدي آورده؟؟؟؟ مگه او هم مثل ما مسلمون نيست؟؟؟؟ اصلا ما مسلمونيم؟؟؟؟ هيچ وقت جمله اي كه از سيد جمال اسدآبادي و به قولي افغاني رو خوندم فراموش نمي كنم "هرچه در شرق گشتم مسلمان بود ولي مسلماني نبود و هرچه در غرب گشتم مسلمان نبود اما مسلماني بود" يه كلام ختم كلام + نوشته شده توسط Angel در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 و ساعت
15:29 |
دوستان عزیز
چون این بنده کمترین در یکی از زیباترین ماه های سال (اردیبهشت ماه) منتظرم باشین
+ نوشته شده توسط Angel در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت
22:13 |
نو بهارست در آن کوش که خوش دل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی + نوشته شده توسط Angel در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت
20:19 |
+ نوشته شده توسط Angel در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت
12:17 |
سال ۸۵ با سختيها و شيريني هاش داره تموم ميشه
اگه بخوام در مورد امسال به يه نتيجه گيري و جمع بندي برسم مي تونم بگم كه امسال سخت ترين سال توي عمر ۲۰ و ؟؟ ساله من بود اما با همه اين سختيها بهترين سال عمرم هم بود تو كتاب پندار نوشته ريچارد باخ خوندم كه سختيی به آدم نمي رسه مگر اينكه تو دستاش هديه اي داشته باشه به هداياي امسالم فكر مي كنم...دوستاي جديد كه تو نوع خودشون كم نظيرند...بعضياشونو هر روز مي بينم و بعضياشونو تا حالا نديدم ولي ارتباط قويي تونستم باهاشون برقرار كنم اين اواخر هم با كسي آشنا شدم كه قبلا فقط در حد اسم و ماجراهايي كه در موردش همه ميگن مي شناختمش...خيلي دوستش نداشتم اما حالا ديدم ۳۶۰ درجه نسبت بهش عوض شده...دوستم ميگه "چه بسا نعمت داده شده اي كه گرفتار عذاب شود و چه بسا گرفتاري كه در گرفتاري ساخته شده و آزمايش گردد" از ساخته شدن گفتم ...اگه بخوام كل دوران زندگيمو به يه scatter plot تشبیه کنم و توی این نمودار شناختی که نسبت به خودم داشتم رو با نقطه نمایش بدم و خود واقعیمو به صورت خط رگرسیونی که از بین این نقاط پراکنده عبور می کنه امسال سالی بود که انحراف معیار این نقاط از خط رگرسیون در مقایسه با گذشته کمتر شد و من به خود واقعی ام نزدیکتر شدم راستی تا یادم نرفته اینم بهتون بگم که دوستم یه کتاب محشرم داره خودش اونوننوشته و با اینکه کتابی که بدستمون رسیده کامل نیست با اینحال کتابیه که شاهکاره و بعد از قرآن هیچ کتابی به ارزش اون تا حالا نوشته نشده "نهج البلاغه" پیشاپیش عید رو بهتون تبریک میگم و براتون آرزوی تندرستی و شادکامی دارم سر سفره هفت سین موقع تحویل سال اگه دعا کردین منو هم فراموش نکنین....منم برای همه دعا می کنم
+ نوشته شده توسط Angel در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت
11:33 |
يادمان باشد حرفي نزنيم كه به كسي بر بخورد راهي نرويم كه بي راه باشد وتنها دل ما دل نيست و براي سياهي ها نور بپاشيم درسِِ خروش بگيريم يادمان باشد بايد با سنگ هم لطيف رفتار كنيم مبادا دل تنگش بشكند يادمان باشد
+ نوشته شده توسط Angel در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت
15:43 |
گر چه یاران فارغند از یاد من از من ایشان را هزاران یاد باد + نوشته شده توسط Angel در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت
19:24 |
چقدر بی اهمیت و کوچکن زمان و مکان در برابر عشق عشق آزادی است از زندان زمان....مکان...خود خواهیها...تمایلات نفسانی + نوشته شده توسط Angel در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 و ساعت
14:8 |
علی پرسیده بود که عشق و اشتیاق یکی اند یا با هم فرق می کنن...به نظر اون این دو تا یکی هستند
بهش قول داده بودم که یه جواب مبسوط خواهم نوشت خواستم در اولین قدم عشق رو تعریف کنم.... تعریفهایی که همه جا میشه پیداشون کردم به ذهنم اومدن علاقه شدید قلبی.... وجه تسمیه اون اینه که از اسم یه گیاه به نام عشقه گرفته شده و دلایلی هم برای این منظور آورده ان اما من واقعا نمی دونم عشق چیه؟؟؟ به قول ژاک پرور ...... به هم عشق می ورزیم و زندگی می کنیم زندگی می کنیم و به هم عشق می ورزیم و نمی دانیم زندگی چیست و نمی دانیم روز چیست و نمی دانیم عشق چیست اما چون قول داده بودم به قول شیخ سعدی علیه الرحمه من که خودم حرفی برای گفتن ندارم از شعر زیر کمک می گیرم تا بتونم منظورم رو برسونم سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق عشق انرژی جنبشیه و در جریانه اما اشتیاق انرژی پتانسیل یه انرژی ذخیره که قابلیتهای زیادی داره و بعد از فراق خودش رو نشون میده یه امیده یه شوقه نیروی حیات بخش اما ملایم و به شدت عشق نیست و بر عکس عشق که یه نیروی قوی و مخربه یه نیروی سازنده است این نظرات منه ممکنه اشتباه باشه ممکنه نه خوشحال میشم اگه منو در جریان نظرات قشنگتون بذارین + نوشته شده توسط Angel در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 و ساعت
14:35 |
فکر می کردم اگه چهار جزء یه ارتباط در کنار هم باشن اون رابطه به کمال خودش رسیده
عشق-احتیاج-اشتیاق-اعتماد از هر فصل عبور کردم عشق اعتماد احتیاج اشتیاق تو آخرین مرحله فهمیدم که یه رابطه وقتی به اوج خودش میرسه که اشتیاق بر سه اصل دیگه بچربه الان سرشار از یه اشتیاق هستم و تصمیم دارم این اشتیاق رو در تمام قسمتهای زندگیم توسعه بدم...درس...کار...عبادت...اهداف...برنامه هام...دوست داشتنهام وووووو + نوشته شده توسط Angel در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت
15:12 |
نمي تونم بي تفاوت باشم....نمي خوام زياده گويي هم بكنم. چون خود قضيه به اندازه كافي گويا هست و نيازي به توضيحات ناقص و نارساي من نداره
"ان الحسين مصباح الهدي و سفينة النجاة" روي دو كلمه چراغ هدايت و كشتي نجات فوكوس كنين كسي از ما نخواسته كه بشينيم به چراغ زل بزنيم يا كشتي رو رو به راه كنيم اما ازش هيچ استفاده اي نكنيم به نظر من بايد راه رو با وجود اين چراغ پيدا كنيم و با كشتي نجات رهسپار بشيم فقط همينو مي خواستم بگم + نوشته شده توسط Angel در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت
12:42 |
+ نوشته شده توسط Angel در چهارشنبه چهارم بهمن 1385 و ساعت
14:28 |
دو روز قبل از امتحان اتفاق بدي توي دانشگاهمون افتاد....يكي از دانشجويان دكتري شيمي توي آزمايشگاه منفجر شد....روز بعد كه اينو فهميدم خيلي دپرس شدم
ماجرا از اين قرار بوده كه كپسول هيدروژن توي آزمايشگاه بغلي نشتي داشته و به علت موج انفجار كمدها و قفسه ها روي اين دانشجو مي افته و در جا ميميره ميگن دوستش كه سر مي رسه وقتي جسد له شده اونو مي بينه روز بعد مرتب حالش بد مي شده حالا بشنوين از برخورد فرهيختگان!!!!!دانشگاهي هيچ كس از طرف دانشگاه به خانواده اش خبر ندادن...بچه ها خودشون به مادر اون پسره زنگ زدن خودشون رفتن فرودگاه استقبال مادرش و خودشون جسد له شده اي كه قابل شستشو نبوده و توي پنبه نگهش داشته بودن تحويل گرفتن و همراه مادرش به زادگاهش بردن رئيس محترم!!! دانشگاه فرمودن!!! چون اين دانشجو امتحان جامع نداده بودن و پروپوزالش تصويب نشده بوده حق نداشته كه پاشو توي آزمايشگاه بذاره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تازگيهام عكسشو روي ديوار زده بودن و با دادن يه عنوان شهيد مي خوان روي همه چي سرپوش بذارن پارسال هم يكي از دانشجوها شب دفاعش سكته كرد و مرد از بس كه استاد راهنماش اذيتش كرده بود يكي نيست بگه اين كارهايي كه با دانشجوها مي كنن آيا كمتر از جنايت نيست؟! نمي خوام وارد قضاياي سياسي و سرنوشت مبهم دانشجوهاي فعال سياسي بشم.... + نوشته شده توسط Angel در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت
11:36 |
امتحانه رو دادیم حالا نتیجه چی باشه بعدا معلوم میشه مصاحبه هم که یازدهمه.....خدا بزرگه حس می کنم یه کوه گنده رو از رو دوشم ورداشتن از ناپلئون می پرسن تو که دنیا رو فتح کردی از چی می ترسییدی؟؟ میگه امتحان + نوشته شده توسط Angel در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت
18:52 |
یه چند وقتی نیستم معلوم نیست چند وقت امتحان مهمی دارم برام دعا کنین بتونم خوب درس بخونم + نوشته شده توسط Angel در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت
11:3 |
بنا بر خبر ارسالی به سایت کارگاه ، آلفرد یعقوب زاده عکاس برجسته ایرانی مقیم فرانسه جایزه برتر بخش عکاسی بیست و یکمین فستیوال بینالمللی سالیانه شهر انگرس فرانسه ( Festival international du scoop d'Angers) را به خاطر مجموعه « زنان در ایران - 2006 » دریافت کرده است. این فستیوال علاوه بر عکاسی به فیلم و ویدئوی مستند هم میپردازد و هر ساله علاوه بر عکاسان مطبوعاتی کارگردانان فیلمهای مستند هم از سراسر جهان در این فستیوال شرکت کرده و جوایز برترینها را دریافت میکنند. عکسهای آلفرد یعقوبزاده مرتبا در نشریات مختلف بینالمللی از جمله نیوزویک ، اشترن، پاریماچ به چاپ می رسد. او کسب جوایز معتبر بینالمللی متعددی را در کارنامه خود دارد . وی علاوه بر کسب جایزه جهاني ووردپرسفتو World Press Photo ، در سال هشتاد و سه عضو هیات داوران این مسابقه نیز بوده است. وی در اکثر رویدادهای مهم بینالمللی از جمله جنگ عراق و ایران و نیز رویدادهای فلسطین حضور داشته است. آلفرد یعقوبزاده ، سال هشتاد و چهار در شهر غزه در حملهي مردان مسلح به گروگان گرفته شد که پس از مدت کوتاهی آزاد شد. تعدادی از عکسهای مجموعهی Women in Iran – 2006 را ببینید
منبع :http://www.iraneshgh.ir
+ نوشته شده توسط Angel در پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385 و ساعت
11:15 |
+ نوشته شده توسط Angel در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت
16:52 |
|
|